چند روزییه که بارون میاد.هوا ی دلها قشنکه.آسمون آبی و زلاله.

 

توی بارون بی اختیار همه اینو میگن:

خدایا شکرت.چقدر تو کریمی .چقدر تو بلدی زیبایی بیافرینی ..

منم همینو گفتم.ویکباره حسی از جنس شکر و عشقش اومد و نشست تو دلم و ... لحظاتی بعد دیدم

منم بارونی شدم. بارونی از جنس شکر. از جنس عشق.عشق به کریم بودنش.

راستی  راستی جاتون خالی توی اون بارون آسسمونو بارون عشق....

بی چتر زیر این بارون باید رفت